شبکه مترجمین ایران | وبلاگ تخصصی ترجمه و مترجمی

10 راهکار برتر برای ترجمه و بومی‌سازی ویدئو

ویدئوی دیجیتال، با دارا بودن بیش از 4 میلیارد کاربر بالقوه‌ی اینترنتی، کارآمدترین ابزار آنلاین برای بازاریابی است. در حال حاضر، حدود 100 میلیون نفر ویدئوهای آنلاین را تماشا می‌کنند، و، تا سال 2018، ترافیک ویدئوهای آنلاین 79 درصد از کل حجم ترافیک مصرفی اینترنت را به خود اختصاص خواهد داد. ضمناً ویدئوهای دیجیتالی ثابت کرده‌اند که رسانه‌ی بسیار موثری برای تعامل با کاربران هستند. 48 درصد از خریداران، هنگامی که ببینند سایت مدنظرشان محتوای تصویری ندارد، آنرا ترک می‌کنند و در جای دیگری به دنبال اطلاعات می‌گردند، و وب‌سایت‌هایی که از ویدئو استفاده می‌کنند 41 درصد ترافیک بیشتری از جستجوی کاربران، به نسبت سایر سایت‌ها، دریافت می‌کنند.

بنابراین، کسب‌وکارها برای افزایش دیده شدن و دسترسی به ویدئوهایشان باید بیش از همیشه از یک راهبرد جهانی برای پخش ویدئوها استفاده کنند. ترجمه و بومی سازی ویدئو چه به صورت ارائه ترجمه زیرنویس و چه به صورت دوبله، نقش مهمی در آماده‌سازی ویدئو برای بازار بین‌المللی ایفا می‌کند و به کاربران با زبان‌های مختلف اجازه بهره‌مندی از انواع مختلف محتواها را می‌دهد.

در زیر 10 راهکار برتر برای  اینکه ویدئو شما مخاطب جهانی داشته باشد ارائه شده است:

1) محتوایی تولید کنید که در بین جوامع مختلف جذابیت و مقبولیت داشته باشد.

2) از دادن مراجعی در اطلاعات که ممکن است از بازار کشوری به کشور دیگر فرق کند و یا در طول زمان تغییر کند خودداری کنید.

3) سرعت حرف زدن در ویدئو به صورتی باشد که بیننده وقت کافی برای خواندن زیرنویس داشته باشد.

4) برای ویدئو، متون نوشته شده آماده کنید، آنها را حفظ و تمرین کنید.

5) تصاویر و متون مهمی که در یک سوم پایینی فریم می‌آیند را محدود کنید.

6) سعی کنید از صداگذاری ثانویه بر روی ویدئو استفاده کنید و یا استفاده از اسپیکرهای سر صحنه را محدود کنید.

7) حساسیت‌های فرهنگی را در نظر بگیرید.

8) مطلع باشید که ویدئوی شما در چه رسانه‌ای استفاده خواهد شد.

9) هنگامی که می‌خواهید در محیط‌هایی مانند یوتیوب ویدئو بگذارید همواره به همراه ویدئو ابر داده (عنوان، توضیحات، برچسب) ارائه دهید.

10) کارشناسان موضوع مورد نظرتان را که در فرایند تایید و تصویب آن نقش مهمی دارند شناسایی کنید.

چرا ترجمه به سایر زبان‌ها در جهانی که همه جای آن به انگلیسی صحبت می شود اهمیت دارد؟

در جهاني كه در همه جاي آن به انگليسي صحبت مي‌شود، چرا ترجمه مهم است؟

در جهاني كه انگليسي در همه جاي آن صحبت مي‌شود، آيا ترجمه هنوز هم اهميت دارد؟ آيا حتي ضرورتي دارد؟

انگليسي، بر حسب گويندگان بومي زبان، سومين زبان پرتكلم جهان محسوب مي‌شود که دست‌کم 330 ميليون گويندۀ بومي دارد. اما با احتساب افرادي كه زبان دوم‌شان انگليسي است، اين زبان رايج‌ترين زبان جهان است. بنابراين، دليل اهميت ترجمه چيست؟ در اين‌جا، 5 دليل ارائه می‌شود که نشان می‌دهد علي‌رغم رایج بودن زبان انگليسي، چرا ترجمه مهم است و همیشه مهم خواهد ماند.

ترجمه مهم است، زيرا همه افراد به زبان انگليسي صحبت نمی‌کنند

مسلماً انگليسي رايج‌ترين زبان جهان به‌شمار مي‌رود، اما اين موضوع بدان معنا نيست كه مي‌توانيد تمامي افرادي را كه به آن تكلم نمي‌كنند ناديده بگيريد. حتي در انگلستان هم جمعيت‌هاي قابل توجهي از مردم به زبان‌هاي خارجي و اقليت سخن مي‌گويند.

و تنها به اين دليل كه فردي مي‌تواند اندكي انگليسي صحبت كند به معناي آن نيست كه آنقدر خوب مي‌تواند صحبت کند که از پس هر موقعیتی برآید. براي مثال، نتيجۀ پايش سال 2002 كميسيون اتحاديۀ اروپا نشان داد تنها يك چهارم اروپايي‌ها مي‌توانند انگليسي را آن‌قدر خوب درك كنند كه بتوانند اخبار انگليسي را دنبال كنند. اینکه کسی یک مکالمه ابتدايي انجام دهد مقوله‌ای کاملا متفاوت است از اینکه کسی بتواند به راحتی با دیگران ارتباطی موثر برقرار کند.

ترجمه مهم است، زيرا مردم ترجيح مي‌دهند به زبان مادري‌شان سخن بگويند

انگليسي پرتكلم‌ترين زبان جهان است، به شرطي كه گويندگاني كه انگليسي زبان دوم‌شان است را نیز به حساب آوريم و مشكل همین‌جا است. تقريباً بدون استثنا، افراد به زباني كه با آن بزرگ شده‌اند واكنش بهتري نشان مي‌دهند.

براي تأثيرگذاري در هنگام فروش، اینکه به زباني که خریداران متوجه می‌شوند صحبت کنید (به‌خصوص اگر درك‌شان از آن زبان محدود باشد) به‌تنهایی كافي نيست، بلکه بايد با آن‌ها به زبان دل‌شان سخن بگوييد.

ديل کارنگی احتمالاً درست گفته است كه «نام هر فرد به هر زباني برای او شيرين‌ترين و مهم‌ترين صداهاست». اما بعد از آن، شيرين‌ترين صدا زبان مادري‌‌اش است. ثابت شده است كه كودكان 5ماهه زبان مادری را تشخيص و ترجيح مي‌دهند.

بزرگسالان هم آن را ترجيح مي‌دهند. بر‌اساس مطالعه‌ای در وبسایت Common Sense Advisory، 75 درصد مشتريان «ترجيح مي‌دهند خريد محصولات به زبان مادري‌شان باشد». طبق تحقيقات شركت مطالعات بازار هند، JuxtConsult «نزدیک به سه چهارم [مشتريان هندي] ترجيح مي‌دهند مضامين به زبان اول‌شان باشد و به دنبال آن هستند».

ترجمه سبب یک‌پارچگی اقتصاد می‌شود

افزايش تقاضا براي خدمات ترجمه يك دليل دارد. درحالي‌كه انگليسي در تمام دوران به عنوان «زبان تجارت جهاني» در صدر مهم‌ترين زبان‌ها قرار داشته است، خدمات ترجمه هنوز هم بخش مهمي از تجارت در سراسر جهان محسوب مي‌شود.

«پیشرفت در سطح بين‌المللي هنوز هم كليد افزايش درآمد و سودآوري است و شركت‌ها همواره به‌دنبال تجارت با بازارهاي خارجي هستند. محصولاتي كه در خارج از مرزها عرضه مي‌شوند همچنان بايد مطابق با استانداردهاي برچسب‌زني و بسته‌بنديِ مربوطه باشند...»

و اين موضوع بدان معناست كه این استانداردها هنوز هم لازم است که ترجمه شوند.

بازارهاي نوظهور مستلزم زبان‌هاي نوظهور هستند

انگليسي شايد اكنون در صدر زبان‌هاي دنيا باشد، اما اين موضوع بدان معنا نيست كه تا ابد هم در صدر خواهد ماند. اهميت ساير زبان‌ها رو به افزايش است، چراکه كشورهاي در حال توسعه به جايگاه‌شان در اقتصاد جهاني مي‌رسند و بيش‌تر شهروندان‌شان به اينترنت دسترسي پيدا مي‌كنند. براي مثال، محتواي اينترنتي جهان عمدتاً به زبان انگليسي است. اما اين‌گونه نخواهد ماند. و فراموش نكنيد حتي افرادي كه انگليسي زبان دوم‌شان است هم ترجيح مي‌دهند به زبان اول‌شان بخوانند، ببينند و خريد كنند.

ترجمه سبب نشر ايده‌ها و اطلاعات مي‌شود

دليل اصلي اهميت ترجمه كدام است؟ ترجمه نشر ايده‌ها و اطلاعات را از فرهنگي به فرهنگي ديگر امكان‌پذير مي‌سازد. در اين فرايند، ترجمه تاريخ را تغيير مي‌دهد.

در ادامه مثال هایی در این زمینه می‌آوریم:

  • ترجمه عربي، در سرتاسر قرون وسطا، ايده‌هاي فلاسفۀ يونان باستان را زنده نگاه داشته است.
  • انجيل حداقل به 531 زبان ترجمه شده است. صرف نظر از اعتقاداتتان، تأثير آن بر تاريخ غير قابل انكار است.
  • ترجمه به سازمان‌ها و تيم‌هاي ورزشي كمك مي‌كند تا بر موانع زباني غلبه كنند و از مرزهاي بين‌المللي بگذرند.
  • پروژۀ ترجمۀ باز تدتاك(TEDTalk's OpenTranslation) سبب مي‌شود گفتگوها با افراد در سراسر جهان قابل درك شود.

نمي‌توان قدرت زبان انگليسي را انكار كرد. به قول معروف، برج بابل به اين زودي خراب نمي‌شود. ترجمه مهم است و اینطور که پیش‌بینی می‌شود، هم براي افراد و هم شركت‌ها در آينده مهم خواهد ماند.

هنگامی که براي شركت‌تان ترجمه می‌کنید، مهم است کار را از همان ابتدا درست انجام دهید. براي اطمينان از اين‌كه تلاش‌هاي فراوان‌تان منجر به آشفته‌گويي نمي‌شود، مترجمان ماهر انساني را انتخاب كنيد. خدمات ترجمه شبکه مترجمین ایران به شما كمك مي‌كند تا با مشتريان به زبان‌هايي ارتباط برقرار كنيد كه دوست دارند و خدمات بومی‌سازی و ترجمۀ خلاقانۀ ما اطمينان مي‌دهد كه پيام‌تان در سراسر جهان بازگوپذير و مؤثر مي‌ماند.

 

 

نوروز، جشن بزرگ ایرانی

 

ز کوی یار میآید نسیم باد نوروزی           از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی 

به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی     به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی

 

آفتاب که از کوه بالا می آمد، البته فقط کاخ شاه را روشن می کرد هفت دقیقه طول می‌کشید تا بقیه محوطه هم روشن شود در این هفت دقیقه مهمان ها در سکوت به کاخ‌شاه ایران زمین خیره می‌شدند که تک و تنها می درخشید بعد که آفتاب بالا می آمد صدای شیپور بلند می شد مهمان‌ها به سمت کاخ می آمدند و "داریوش کبیر" بر تختش می نشست و این شروع مراسم نوروزی سال 531 قبل از میلاد بود. 
"داریوش"، سومین و بزرگترین شاه هخامنشی پس از متحد کردن ایران و گسترش مرزهای آن دستور ساخت مجموعه کاخ های تخت جمشید را داد؛ ساخت کامل مجموعه تخت جمشید 51 سال طول کشید و در زمان شاهان بعدی هم ادامه یافت اما کاخ "داریوش" زودتر از بقیه ساخته شد کاخی که بر دیواره پلکانش، نقش‌هایی از 23 قوم مختلف و هدایایی که آنها برای مراسم نوروزی می‌آورند، نقش شده است. این قدیمی ترین سندی است که از نحوه اجرای مراسم نوروز به دست ما رسیده است. 
جشنی که صفت "باستانی" واقعا برازنده‌اش است و در این همه سال همواره جمعی از یک ملت است در "تاریخ سیستان" داستان مردی آماده كه در عید همان سال هایی که مردم ایران به دست عمال خلیفه اموی غارت می‌شدند، دور می‌گشته و برای مردم از قتل و  غارت ها می گفته و اشک مردم را در می آورد و بعد چنگ برمی گرفته و می گفته "اباتیمار: اندکی شادی باید" و مژده آمدن نوروز را می داده است. 

سفره هفت سین

هفت سین مهم‌ترین عنصر نوروز است و هر ساله ایرانیان در تکاپوی چیدن سفره هفت سین به خرید می‌روند و ملزوماتش را فراهم می‌آورند و جهت هرچه زیباتر شدن این سفره نوستالژیک می کوشند. اما هر کاری را فلسفه‌ای است و چیدمان سفره هفت سین نیز فلسفه خاص خود را دارد. هرچیزی که سر سفره چیده می‌شود، از هر «‌سین» گرفته تا قرآن و ماهی و آینه حکمتی دارد. 
 
سین اول؛ سنجد
«سنجد» را به این نیت در سفره هفت سین می گذارند که  هر کسی با خویشتن عهد کند، با آغاز سال جدید هر کاری را سنجیده انجام دهد؛ چرا که سنجد نماد سنجیده عمل کردن و نشانه گرایش به عقل است.
«سنجد» نماد فرزانگی و زایش میوه‌ای است که وقتی بارور می‌شود و بویش در فضا پراکنده می‌شود. پرورش دهنده قوای احساسی آدمی نیز هست. به همین دلیل برخی بر این باورند که سنجدی که سر سفره هفت سین گذاشته می‌شود، نماد عشق انسان‌ها به یکدیگر نیز
است.

سین دوم؛ سیب
سیب، نماد سلامتی و زیبایی است و سیبی که سر سفره می گذارند، نشان از دوری از گزند و آسیب دارد. رسم است که سیب را مادر یا پدربزرگ خانواده سر سفره بگذارند؛ به این دلیل که همیشه بزرگترهای یک خانواده نگران سلامتی اعضای خانواده شان هستند.

سین سوم؛ سبزه
سبزه نشان از تولد دوباره، حیات دوباره و زایش و سبزی است. سر سفره گذاشتنش به این دلیل است که سال آینده سالی شاداب، سرسبز و خرم باشد. خود رنگ سبز هم ارتعاش افکار ما را موزون نگه می دارد و به ما آرامش می دهد.

سین چهارم؛ سمنو
سمنو نماد قدرت و سمبل خیر و برکت است. از آنجا که سمنو غذایی مقوی است که از گندم تهیه می شود و به آن غذای مرد آفرین می گویند و سرشار از ویتامین و مواد مغذی است؛ آن را به عنوان نماینده ای از صبر، عدالت، مقاومت و قدرت بر سفره می گذارند.

سین پنجم؛ سیر
سیر، گیاهی دارویی است و به عنوان ماده‌ای گندزدا به کار می رود و به دو دلیل سر سفره هفت سین گذاشته می شود، اول؛ نشان از تندرستی و میکروب زدایی دارد و دوم؛ برای رعایت حدود و مرزها سر سفره گذاشته می شود. سیر نماد مناعت طبع شناخته می شود؛ یعنی انسان همواره باید مناعت طبع پیشه کند. سیر نشانه قناعت و یادآوری سیر چشمی است.

سین ششم؛ سرکه 
سرکه، نماد تسلیم و رضاست. از سرکه در ادبیات و تمثيل ایرانی در توصیف اضطراب و اشک و گریه استفاده می‌شود و مولانا از گریه و آزار با عنوان سرکه فشانی یاد می‌کند. سرکه سر سفره نوروزی ما را به پذیرش ناملایمات زندگی دعوت می کند.

سین هفتم؛ سماق
سماق که رنگ طلوع آفتاب است؛ سمبل صبر و بردباری است و مظهر طلوع و آغاز دوباره معنی می شود. 
 
****
 
ساير وسايل سفره عيدانه؛
 
سکه: سکه، سین مدرن سفره هفت سین است و جزو هفت سین به حساب نمی آید؛ بعد‌ها به سفره اضافه شده است تا نمادی برای افزایش دارایی باشد.

قرآن کریم: قرآن را به نشانه توکل و توسل به خدای متعال بر سفره قرار می دهند و درخواست بهترین ها را از خالق خویش دارند.

آینه: آینه نماد روشنایی است و حتما باید بالای سفره جای گیرد.

ماهی: نماد زایش، تازگی، شادابی و تکاپو است.

شمع: مظهر فروغ و روشنایی است. 
 

تاریخچه زبان انگلیسی و چالش های ترجمه زبان انگلیسی در طول زمان

راه گریزی از آن ندارید. انگلیسی زبان اول حدود 380 میلیون نفر و زبان دوم حدود 300 میلیون نفر از مردم دنیاست. یک میلیارد نفر در حال فراگیری این زبان هستند. پیش‌بینی می‌شود تا سال 2050، نیمی از جمعیت جهان کمابیش مهارت سخن گفتن به این زبان را پیدا کنند. در میان زبان‌های مادری، تنها تعداد گویش‌وران زبان ماندرین (زبان چینی) از گویش‌وران زبان انگلیسی بیشتر است؛ انگلیسی زبان تجارت بین‌الملل، سیاست و دیپلماسی است. این زبان هنوز هم زبان اول دنیای کامپیوتر و اینترنت است.

زبان انگلیسی را در نئون‌های شانگهای می‌بینید، در ترانه‌های پاپ در مسکو می‌شنوید و در اسناد رسمی در پنوم‌پن) Phnom Penh  (می‌خوانید. مدارس تجاری فرانسوی به این زبان تدریس می‌کنند. زبان انگلیسی رسانه‌ی انتقال پیام در جلسات کابینه در بولیوی است. اندک کسانی می‌توانستند پیش‌بینی کنند که زبان «اراذل و اوباش» انگلستان در قرن 13 میلادی چنین راه درازی را طی کند. این زبان اکنون زبان جهانی است.

با وجود اینکه زبان انگلیسی امریکایی، بریتانیایی، استرالیایی و حتی کانادایی متقابلا قابل فهم است، اما تفاوت‌های جدی بین‌شان وجود دارد که باعث ایجاد سوءتفاهم‌های خجالت‌آور یا ناتوانی در برقراری ارتباط می‌شود. درنتیجه، خدمات زبان انگلیسی برای کمک به مردم در ایجاد ارتباط مناسب بسیار مهم است.

مهم‌تر از همه، این تفاوت‌ها به دستور زبان محدود نمی‌شود (برای مثال color و colour، program و programme ). درحالیکه، برخی از کلمات بریتانیایی مانند «naff»، «semi» یا «busk» برای شهروند امریکایی قابل فهم نیستند، از این کلمات برای بسیاری از بریتانیایی‌ها به ترتیب معانی «شلغم روغنی»، «بادمجان» یا حتی «مدفوع کبوتر» استنباط می‌شود. در ایالات متحده در استفاده از «knocked up» باید محتاط بود: این عبارت در بریتانیا به معنای «بیدار کردن با زدن به در» است اما در آمریکا به معنی «باردارشدن» است.

از آنجاکه ما معتقدیم که انگلیسی‌ای که در میدان تایمز) Times Square  (به گوش می‌رسد متفاوت از چیزی است که در میدان ترافالگار) Trafalgar Square  (به کار می‌رود، ما در شبکه مترجمین ایران تنها با متخصصانی کار می‌کنیم که فرهنگ و ظاهر)  (look-and-feelکشورهایی را که به زبان انگلیسی صحبت می‌کنند، درک می‌کنند.

تاثیرات هندواروپایی و ژرمنی

زبان انگلیسی عضوی از خانواده‌ی زبان‌های هندواروپایی است. این خانواده‌ی بزرگ اکثر زبان‌های اروپایی را که امروزه صحبت می‌شوند، شامل می‌شود. خانواده‌ی هندواروپایی چندین شاخه‌ی اصلی دارد:

  • زبان‌های لاتین و رومی مدرن
  • زبان‌های ژرمنی
  • زبان‌های هندوایرانی، شامل هندی و سانسکریت
  • زبان‌های اسلاوی
  • زبان‌های بالتیک لاتویایی و لیتوانیایی (اما نه استونیایی)
  • زبان‌های سلتیک
  • و یونانی

امروزه، حتی با وجود در دست نداشتن هیچ سند مکتوبی از زبان اصلی هندواروپایی که نیا-هندواروپایی نامیده می‌شود، همچنان می‌توان تاثیر آن را مشاهده کرد. به عنوان مثال معادل کلمه‌ی (father) در ژرمنی (vater)، در لاتین (pater) و در سانسکریت (pitr) است. این کلمات همگی هم‌ریشه (کلمات مشابه در زبان‌های مختلف با ریشه‌ی مشترک) هستند.

از بین این شاخه‌های خانواده‌ی هندواروپایی، دو زبان از اهمیت بیشتری برخوردارند: ژرمنی و رومی (دلیل این نامگذاری آن است که زبان‌های رومی از لاتین، زبان روم باستان، منشا می‌گیرند). انگلیسی در گروه زبان‌های ژرمنی قرار دارد. این گروه به عنوان زبانی مشترک در حدود 3000 سال پیش در منطقه‌ی رودخانه‌ی الب(Elbe) به وجود آمد. در حدود قرن دوم پیش از میلاد، این زبان مشترک ژرمنی به سه زیرمجموعه متمایز: ژرمنی شرقی، ژرمنی شمالی و ژرمنی غربی تقسیم شد.

انگلیسی قدیم (500 تا 1100 پس از میلاد)

در قرن پنجم و ششم بعد از میلاد، مهاجمان ژرمنی غربی همچون آنگل‌ها Angles  (که کلمات انگلستان و انگلیسی از این نام منشا گرفته‌اند)، ساکسون‌ها(Saxons) و جوت‌ها (Jutes) شروع به سکونت در جزایر بریتانیا کردند. آنها به زبانی متقابلا قابل فهم -شبیه به فریسی) Frisian  (مدرن (زبان ناحیه‌ی شمال شرقی هلند) که انگلیسی قدیم نامیده می‌شود- صحبت می‌کردند. چهار گویش اصلی انگلیسی قدیم: نورث‌آمبرین) Northumbrian  (در شمال انگلستان، مرسین  (Mercian)در سرزمین‌های میانی، ساکسون غربی در جنوب و غرب و کنتیش) Kentish (در جنوب شرقی به وجود آمد.

این مهاجمان ساکنان اولیه‌ی سلتیک‌زبان را از مناطقی که اکنون جز انگلستان است به اسکاتلند، ولز، کورن‌وال و ایرلند راندند و تعدادی از کلمات زبان سلتیک از آنها به جای ماند. این زبان‌های سلتیکی امروزه در زمره‌ی زبان‌های گیلیکِ (Gaelic) اسکاتلند و ایرلند و ولز به جا مانده‌اند. زبان کُرنیش اکنون از بین رفته است.

وایکینگ‌ها هم در این برهه‌ی زمانی بر زبان انگلیسی تاثیر گذاشتند. تهاجم‌های اسکاندیناویایی، که در حدود سال 850 شروع شدند، بسیاری از کلمات ژرمنی شمالی را به زبان انگلیسی -خصوصا در شمال انگلستان- وارد کردند. «dream» نمونه‌ای از این کلمات است که تا زمانیکه وایکینگ‌ها معنی کنونی آن را از (draumer) اسکاندیناوی ایی به عاریه گرفتند، به معنای «شادی یا joy» بود.«skirt» کلمه‌ی دیگری بود که درکنار هم‌ریشه‌ی اصلی انگلیسی‌اش «shirt» به حیات خود ادامه می‌دهد. برای مثال کلماتی مانند «be»، «water» و «strong» هم از ریشه‌های انگلیسی قدیم مشتق می‌شوند.

پیروزی نورمان و انگلیسی میانه (1100-1500)

ویلیام فاتح، دوک نرماندی، در سال 1066 به انگلستان و آنگلوساکسون‌ها حمله و آنجا را تسخیر کرد. تیول‌داران جدید به گویشی از فرانسوی قدیم، با عنوان آنگلونرمان (Anglo-Norman)، صحبت می‌کردند. نرمان‌ها نیز از نیای ژرمنی بودند (Norman از Norseman می‌آید) و آنگلو-نرمان گویشی فرانسوی بود که علاوه‌بر ریشه‌های اصلی لاتینش، تاثیرات زیادی از ژرمنی پذیرفته بود.

در سال 1204، جان پادشاه انگلستان، استان نرماندی را به شاه فرانسه باخت. این شروع جریانی بود که طی آن نوادگان نرمان در انگلستان شدیداً از عموزاده‌های فرانسوی‌شان دور شدند. حدود 150 سال بعد، مرگ سیاه (طاعون) (1349-50) حدود یک سوم جمعیت انگلیسی را از بین برد. در سال‌های بعد، اهمیت اقتصادی و اجتماعی طبقات کارگر و بازرگان رشد یافت و از رشد جمعیت آنگلو-نرمان بیشتر شد. ترکیب این دو زبان به عنوان انگلیسی میانه شناخته می‌شود.

تا سال 1362، تقسیم زبان‌شناختی بین اشراف و عوام تا حدود زیادی برچیده شده بود. در این سال، اساسنامه‌ی لوایح به تصویب رسید، که طی آن زبان انگلیسی به زبان دادگاه‌ها تبدیل شد و این شروعی برای استفاده از آن در پارلمان بود.

انگلیسی مدرن ابتدایی (1500-1800)

موج بعدی نوآوری در زبان انگلیسی با رنسانس متقارن شد. احیای دانش‌پژوهی کلاسیک کلمات قدیمی لاتین و یونانی زیادی را به زبان انگلیسی وارد کرد. دو عامل اصلی دیگر بر زبان تاثیر گذاشت و به جداسازی انگلیسی مدرن و میانه کمک کرد. اولین عامل دگرگونی بزرگ واکه‌ها Great Vowel Shift  (تغییری در تلفظ که در حدود سال 1400 شروع شد) و دومین عامل ظهور ماشین چاپ بود.

ویلیام کاکستون (William Caxton) در سال 1476 ماشین چاپ را به انگلستان وارد کرد. در نتیجه، کتاب‌ها ارزان‌تر شدند و نرخ باسوادی بیشتر شد. طبع و نشر برای توده‌های مردم به کاسبی سودآوری بدل شد و انتشار کتاب‌ها به زبان انگلیسی، در مقایسه با لاتین، رایج‌تر شد. در نهایت، ماشین چاپ استانداردسازی زبان انگلیسی را به ارمغان آورد. گویش لندنی، که اکثر شرکت‌های انتشاراتی در آن قرار داشتند، به گویش استاندارد بدل شد. املا و دستور زبان تثبیت شد و اولین لغت‌نامه‌ی انگلیسی در سال 1604 منتشر شد.

انگلیسی مدرن متاخر (از 1800 تا به امروز)

واژگان وجه تمایز اصلی بین زبان انگلیسی مدرن ابتدایی و متاخر است. تلفظ، دستور زبان و املا عمدتا یکسان است، اما انگلیسی مدرن متاخر کلمات بسیار بیشتری دارد. این کلمات نتیجه‌ی دو عامل تاریخی است. نخستین عامل انقلاب صنعتی و ظهور جامعه‌ی فناورانه است. این امر باعث ایجاد کلمات جدید برای چیزها و ایده‌هایی شد که پیش از آن وجود نداشتند ( اکسیژن، اتمسفر، تشعشع، هسته‌ای و غیره).

دومین عامل امپراطوری بریتانیا بود. در اوج دوران امپراطوری، بریتانیا بر یک چهارم کره‌ی زمین حکمرانی می‌کرد و انگلیسی لغات خارجی بسیاری را به خود پذیرفت و آنها را از آن خود کرد. درنهایت، قرن بیستم شاهد دو جنگ جهانی بود و تاثیر نظامی بر زبان در طول نیمه‌ی دوم این قرن قابل‌توجه بوده است (برای مثال blockbuster (بمب‌افکنی که یک بلوک شهری را نابود می‌کند).