20 اصطلاح انگلیسی برای اینکه مانند یک Native صحبت کنید

 

تصور کنید در یک کافی شاپ آمریکایی هستید.

 صدای موزیک بلندی می‌آید، اما می توانید تشخیص دهید که مردم چه می گویند.

می شنوید که یک نفر در مورد ضربه زدن به کتاب صحبت می کند ...

دیگری در مورد چرخاندن بازوی کسی صحبت می کند ...

و به نظر می رسد کسی را با چاقو از پشت زده اند...

چه اتفاقاتی دارد می‌افتد؟

سر خود را خراشیده و تعجب می کنید که چرا حتی اگر بتوانید کلمات را ترجمه کنید باز هم احساس سردرگمی دارید و متوجه مکالمات مردم نمی‌شوید.

خب، جملاتی که شنیدید اصطلاحات زبان انگلیسی هستند.

اصطلاحات انگلیسی چیست؟

اصطلاحات انگلیسی(English Idioms) جملاتی هستند که اگر کلمه به کلمه ترجمه کنید، جملاتی بی معنی هستند. اصطلاحات انگلیسی اغلب بر تمثیل و استعاره تکیه می کنند.

از آنجا که آنها اغلب هر روز در مکالمات انگلیسی استفاده می شوند، اگر با آنها آشنا نباشید، تقریبا غیر ممکن است که بتوانید مفهوم آن را درک کنید.

چرا باید اصطلاحات انگلیسی را بخوانیم؟

این شرایط برای شما آشناست؟

در کلاس‌های زبان انگلیسی شرکت کرده‌اید.

دستور زبان، قوانین و صدها استثناء زبان انگلیسی را به خوبی یاد گرفتید.

واژگان انگلیسی زیادی بلد هستید طوریکه می‌توانید با یک دانش‌آموز آمریکایی رقابت کنید.

شما حتی دارای دو مدرک علمی هستید که با افتخار بر روی دیوار خود قرار داده اید که حاکی از این است که شما واقعا انگلیسی بلد هستید.

پس چرا گاهی اوقات متوجه منظور یک فرد انگلیسی زبان نمی‌شوید؟

خب، در مورد زبان انگلیسی آنچه که در کتاب های درسی یاد می گیرید و آنچه که در دنیای واقعی وجود دارد، دو چیز کاملا متفاوت است. آنچه شما واقعا نیاز دارید، تسلط بیشتر بر اصطلاحات انگلیسی است. یادگیری اصطلاحات روزمره انگلیسی به شما کمک خواهد کرد که در موقعیت‌های مختلف از سینما و بازی بسکتبال گرفته تا درس خواندن در دانشگاه بتوانید مفهوم اصلی جملات را متوجه شوید.

کلید اصلی برای درک اصطلاحات انگلیسی این است که هرگز به آنها لغت به لغت نگاه نکنید. ما در اینجا، 20 مورد از رایج ترین عبارات و اصطلاحات انگلیسی آمریکایی را جمع آوری کرده ایم تا بیشتر با این اصطلاحات آشنا شوید.

1. Hit the books

اگر کلمه به کلمه ترجمه کنید این جمله بدین معناست که به طور فیزیکی به کتابها ضربه بزنید. با این حال، این یک اصطلاح رایج انگلیسی در میان دانش آموزان است، به ویژه دانش آموزان کالج آمریکایی که باید خیلی درس بخوانند  که به معنی "درس خواندن" است و راهی برای اینکه بگویید قصد دارید درس بخوانید.

 “! Sorry but I can’t watch the game with you tonight, I have to hit the books. I have a huge exam next week”

"با عرض پوزش، امشب، من نمی توانم بازی را با شما تماشا کنم، باید خیلی درس بخوانم. هفته ی آینده امتحان بزرگی دارم! "

2. Hit the sack

درست همانند اولین اصطلاح، معنای واقعی جمله می تواند ضرب و شتم فیزیکی یک کیسه باشد (یک کیسه بزرگ که معمولا برای حمل کالاهای عمده مانند آرد، برنج و حتی خاک استفاده می شود). اما در واقع  hit the sackبه معنای رفتن به رختخواب است. شما می توانید از این جمله استفاده کنید تا به دوستان یا خانواده خود بگویید که واقعا خسته هستید و می‌خواهید بخوابید. از hit the hay می‌توان به جای hit the sack استفاده کرد.

“.It’s time for me to hit the sack, I’m so tired”

"زمان رفتن به رختخواب است، من خیلی خسته ام".

 

3. Twist someone’s arm

Twist someone’s arm در ترجمه لغوی به معنای چرخاندن بازو کسی است. اگر گفته شود your arm has been twisted، به این معنی است که کسی تلاش زیادی کرده است تا شما را متقاعد کند که کاری را انجام دهید که نمی‌خواستید.

!Tom: Jake you should really come to the party tonight

.(Jake: You know I can’t, I have to hit the books (study

?Tom: C’mon, you have to come! It’s going to be so much fun and there are going to be lots of girls there. Please come

!Jake: Pretty girls? Oh all right, you’ve twisted my arm, I’ll come

4. Up in the air

وقتی ما در مورد چیزی در هوا فکر می کنیم، چیزی شناور در آسمان مانند هواپیما یا بالون را تصور می‌کنیم. اما اگر کسی به شما می گوید که things are up in the air ، بدان معناست که این مسائل نامطلوب یا نامطمئن هستند؛ برنامه های قطعی هنوز ساخته نشده اند.

“?Jen have you set a date for the wedding yet”

“Not exactly, things are still up in the air and we’re not sure if our families can make it on the day we wanted. Hopefully we’ll know soon and we’ll let you know as soon as possible.”

5.  Stab someone in the back

اگر ما این اصطلاح را به معنای واقعی کلمه تعریف کنیم، خود را در معرض مشکلات بسیاری با پلیس قرار میدهیم چرا که این جمله به معنی چاقو زدن به پشت کسی است. با این حال، به عنوان یک اصطلاح to stab someone in the back به معنی خیانت کردن به کسی است که بسیار به ما نزدیک بوده و به ما اعتماد داشته است. به کسی که این کار را انجام می‌دهد back stabber می‌گویند.

“?Did you hear that Sarah stabbed Kate in the back last week”

“?No! I thought they were best friends, what did she do”

“.She told their boss that Kate wasn’t interested in a promotion at work and Sarah got it instead”

“.Wow, that’s the ultimate betrayal! No wonder they’re not friends anymore”

6. Lose your touch

به معنای واقعی کلمه این بدان معنی است که دیگر نمیتوان انگشتان یا دستها را احساس کرد. اما to lose your touch در واقع بدان معنی است که شما در هنگام برخورد با افراد یا موقعیت های خاص توانایی یا استعداد خود را از دست می دهید. این عبارت زمانی استفاده می‌شود که شما مهارت خاصی یا استعداد خوبتان را در موقعیت خاص از دست می‌دهید.

“.I don’t understand why none of the girls here want to speak to me”

“.It looks like you’ve lost your touch with the ladies”

“?Oh no, they used to love me, what happened”

 

7. Sit tight

To sit tight  یک اصطلاح انگلیسی عجیب و غریب است و به معنای واقعی کلمه به معنای آن است که شما در حال فشار دادن بدن خود در حالت نشسته هستید. اما اگر فردی به شما بگوید to sit tight  ، از شما می‌خواهد صبور باشید و عملی انجام ندهید تا زمانیکه به شما اطلاع دهند.

“?Mrs. Carter, do you have any idea when the exam results are going to come out”

“.Who knows Johnny, sometimes they come out quickly but it could take some time. You’re just going to have to sit tight and wait”

8.  Pitch in

این اصطلاح انگلیسی اگر کلمه به کلمه معنی شود هیچ مفهومی ندارد. با این حال، به صورت تفسیری، به معنی کمک (دادن) به چیزی یا کسی یا پیوستن به آن است. بنابراین اگر پدر شما بگوید he wants everyone to pitch in this weekend and help clear the backyard ، به این معنی است که او می خواهد همه در تلاش برای پاکسازی حیاط بمانند و کارها را سریعتر انجام دهند.

“?What are you going to buy Sally for her birthday”

“.I don’t know I don’t have much money”

“.Maybe we can all pitch in and buy her something great”

گفتگو فوق نشان می دهد که هر یک از دوستان Sally باید کمی پول کمک کنند تا بتوانند با او همکاری بیشتری انجام دهند.

9. Go cold turkey

عجیب است؟ خب، درست است، چطور یک نفر به بوقلمونی تبدیل شود که همه ما دوست داریم برای جشن هایی مانند کریسمس و شکرگزاری بخوریم. ریشه این اصطلاح انگلیسی عجیب و غریب است و to go cold turkey  به معنی به طور ناگهانی ترک یا متوقف کردن رفتار اعتیاد آور یا خطرناک مانند سیگار کشیدن و یا نوشیدن الکل است.گفته می شود که این اصطلاح انگلیسی به اواخر قرن بیستم برمیگردد  زمانی که فردی به طور ناگهانی چیزی اعتیادآور مانند مواد مخدر یا الکل را ترک کرد. عوارض جانبی این کار باعث شد تا فرد رنگ پریده شود و مانند یک بوقلمون سرد و پخته نشده بنماید.

“?Shall I get your mom a glass of wine”

“?No, she’s stopped drinking”

“?Really, why”

“.I don’t know. A few months ago, she just announced one day she’s quitting drinking”

“?She just quit cold turkey

“!Yes, just like that”

10. Face the music

معنی لغوی facing the music   این است که بدن شما را روبه روی جهت موسیقی و در مقابل آن قرار گیرید. اما اگر دوست یا پدر و مادرتان به شما بگوید که face the music ، بدان معنی است که "با واقعیت روبرو شو و عواقب کارت را، چه خوب چه بد(غالبتا نتایج بد)، بپذیر. شاید شما به معلم خود دروغ بگویید و زمانیکه او حقیقت را بفهمد، شما باید عواقب کارتان را بپذیرید.

“.I can’t understand why I failed math”

“.You know you didn’t study hard, so you’re going to have to face the music and take the class again next semester if you really want to graduate when you do”

11. On the ball

اگر به معنای لغوی این اصطلاح انگلیسی نگاه کنید، بدان معنی است که شما در حال ایستادن یا نشستن روی یک توپ هستید اما چه کسی این کار را می کند؟ اگر you’re on the ball  ، به این معنی است که شما خیلی سریع مسائلی را درک می‌کنید یا در واکنش به یک وضعیت بسیار سریع و دقیق هستید.به عنوان مثال، اگر شما در حال برنامه ریزی عروسی خود هستید که یک سال دیگر برگزار می‌شود و شما تقریبا تمام برنامه ریزی ها را تمام کرده اید، مطمئنا  You are on the ball زیرا بسیاری از مردم آماده نیستند!

“.Wow, you’ve already finished your assignments? They are not due until next week, you’re really on the ball. I wish I could be more organized”

12. Ring a bell

معنی لغوی عبارت زنگ زدن است. شما می توانید زنگ مدرسه را بزنید تا به دانش آموزان بگوییدکه به کلاس درس بروند. اما این اصطلاح به معنای آن است که حرفی را که کسی ذکر کرده است برای شما آشناست و شاید قبلا آن را شنیدید. به عبارت دیگر، هنگامی که کسی چیزی را که قبلا در گذشته شنیده اید می گوید، زنگ ها شروع به زنگ زدن می کنند و سعی می کنید به یاد بیاورید که چرا و یا به چه دلیل نام یا مکان به نظر آشنا می‌رسد.

“?You’ve met my friend Amy Adams, right”

“?Hmmm, I’m not sure, but that name rings a bell. Was she the one who went to Paris last year”

13. Rule of thumb

اگر کسی بگوید as a rule of thumb ، به این معنی است که یک چیزی که در موردش صحبت می ند یک قاعده کلی است که معمولا رعایت می‌شود. قاعده کلی که بر اساس علم یا تحقیق نیست و فقط یک اصل کلی است. به عنوان مثال، هیچ قانون علمی نوشته نشده است که شما در هنگام پختن پاستا باید روغن را به آب جوش اضافه کنید، اما این یک قاعده کلی است و اکثر مردم آن را انجام می دهند که پاستا به ظرف نچسبد.

“.As a rule of thumb you should always pay for your date’s dinner”

“!Why? There’s no rule stating that”

“.Yes, but it’s what all gentlemen do”

 14. Under the weather

آیا می توانید زیر شرایط آب و هوایی به معنای واقعی کلمه باشد؟ احتمالا بله، اگر شما در مورد ایستاده شدن در زیر ابرها، باران و خورشید فکر می کنید، اما این منطقی نیست. اگر شما under the weather احساس می کنید، شما کمی احساس بدی دارید. مثلا احساس بیماری می‌کنید یا شاید بدلیل مطالعه بیش از حد احساس خستگی شدید می‌کنید و یا به دلیل شروع شدن آنفولانزا احساس سردرد دارید.

“?What’s wrong with Katy, mom”

“.She’s feeling a little under the weather so be quiet and let her rest”

15. Blow off steam 

این اصطلاح زمانی استفده می‌شود که شما احساس خشم و اضطراب می کنید یا احساسات شدیدی دارید و می خواهید با انجام کارهایی مانند ورزش آنها را از بین ببرید تا دوباره احساس راحتی کنید.

“?Why is Nick so angry and where did he go”

“.He had a fight with his brother, so he went for a run to blow off his steam

 16. Look like a million dollars/bucks

عالی نبود اگر واقعا یک میلیون دلار داشتیم؟ پولدار بودیم اما این معنی این اصطلاح نیست. اگر کسی به شما می گوید you look like a million bucks ، باید آن را به عنوان یک تعریف و تمجید بدانید، به این معنی است که شما کاملا شگفت آور و جذاب هستید. این اصطلاح بیشتر برای تعریف از خانم‌ها استفاده می‌شود.

 “!Wow, Mary, you look like a million dollars/bucks this evening. I love your dress”

 17. Cut to the chase

هنگامی که کسی به شما می گوید cut to the chase، بدان معنی است که شما بیش از حد صحبت کرده اید ولی به نکته اصلی نرسیده اید. هنگامی که یک فرد از این اصطلاح استفاده می کند، آنها به شما می گویند عجله کنید و قسمت مهم را بدون تمام جزئیات بگویید. مراقب باشید که چگونه از این اصطلاح استفاده کنید، زیرا اگر در هنگام صحبت با کسی مانند استاد کالج یا رئیس خود صحبت کنید، این بی ادب و بی احترامی است.اگر با گروهی از افراد مانند کارکنان خود صحبت می کنید و می گویید cut to the chase ، به این معنی است که چند چیز وجود دارد که باید گفت، اما زمان کمی وجود دارد، بنابراین شما می توانید به بخش های مهم بروید تا همه بدانند.

“.Hi guys, as we don’t have much time here, so I’m going to cut to the chase. We’ve been having some major problems in the office lately”

 18. Find your feet

آیا ممکن است پای خود را از دست بدهیم؟ به هیچ وجه، آنها به بدن شما متصل هستند! پس چه معنی میدهد وقتی کسی میگوید آنها سعی دارند پاهای خود را پیدا کنند؟ اگر شما خود را در موقعیت جدیدی قرار دهید، برای مثال زمانیکه در یک کشور جدید زندگی می‌کنید و به کالج جدیدی می‌روید، می توانید بگوئید که I’m still finding my feet. این بدان معنی است که شما همچنان در حال آپدیت شدن و تنظیم با محیط جدید هستید.

“?Lee, how’s your son doing in America”

“.He’s doing okay. He’s learned where the college is but is still finding his feet with everything else. I guess it’ll take time for him to get used to it all”

 19. Get over something

تصور کنید که زمان بسیار سختی دارید، مثلا از همسرتان جدا شدید و دیگر به شریک سابق‌تان فکر نمی کنید، به این معنی است که you’ve gotten over him/her ، دیگر در مورد او نگران نیستید و شما را تحت تاثیر قرار نمی دهد. همچنین ممکن است که بیش get over an illness  ، که به این معنی است که بیماری ازبین رفته است و به طور کامل بهبود یافته اید.

“?How’s Paula? Has she gotten over the death of her dog yet”

“.I think so. She’s already talking about getting a new one”

 20. Keep your chin up

با دوست خود دعوا کرده‌اید؟ امتحان انگلیسی خود را خراب کرده‌اید؟ آیا تیم مورد علاقتون بازی نهایی را باخته است؟ آیا کار خود را از دست دادید؟ اگر به هر یک از سوالات پاسخ «بله» بدهید، احتمالا احساس غم و اندوه و افسردگی میکنید، درست است؟در این وضعیت، یک دوست حمایت کننده ممکن است به شما بگوید keep your chin up. هنگامی که آنها این اصطلاح را به کار می‌برند، آنها حمایت خود را از شما نشان می دهند، و این راهی است که می گویند "با مشکلات مبارزه کن و اجازه نده این اتفاقات شما را تحت تاثیر قرار دهد".

“?Hey, Keiren, have you had any luck finding work yet”

“!No, nothing, it’s really depressing, there’s nothing out there”

“.Don’t worry, you’ll find something soon, keep your chin up buddy and don’t stress”

 

نگارش علمی مقاله

نوشتن بخش مهمی از علم است؛ که برای مستند سازی و انتقال ایده ها، فعالیت ها و یافته ها به دیگران استفاده می شود. نگارش‌علمی می تواند اشکال مختلفی مانند گزارش آزمایشگاهی، گزارش پروژه و نوشتن  مقاله در مجله یا ژورنال علمی داشته باشد. در این مطلب برخی نکات ضرروری برای نگارش‌علمی کارهای آموزشی دانشگاهی ذکر شده است.

خصوصیات نگارشعلمی خوب

واضح – اجتناب از جزئیات غیر ضروری

ساده - استفاده از زبان مستقیم، اجتناب از جملات مبهم و پیچیده. اصطلاحات فنی فقط زمانی مورد استفاده قرار می گیرند که برای دقت بیشترلازم باشد.

بیطرفانه – از مفروضات (همه می دانند که ...) و بیانیه های اثبات نشده (هرگز نمی توان ثابت کرد که ...) استفاده نمی‌شود بلکه نشان می دهد که چگونه و در کجا داده ها جمع آوری شده است و با شواهد تأییدشده نتیجه‌گیری می‌کند.

ساختار منطقی - ایده ها و فرآیندها به ترتیب منطقی بیان می شوند. متن به بخش هایی با عنوان های واضح تقسیم می‌شود.

دقیق – از زبان مبهم مانند تا حدودی، تقریبا و اغلب استفاده نمی‌شود.

علمی و بدون نظر خصوصی – بیانیه‌ها و ایده‌ها توسط شواهد مناسب پشتیبانی می شود که نشان می دهد چگونه نتیجه گیری ها صورت گرفته است.

نوشتن مقاله علمی خوب

برای انعکاس خصوصیات نگارش علمی در کارتان، باید در مورد نحوه نوشتن و زبان مورد استفاده خود فکر کنید. یک نویسنده خوب به موارد زیر در نگارش‌علمی توجه می کند و تصمیم هایی را که باعث بهبود کارایی مقاله‌اش می‌شود، در نظر می گیرد.

انتخاب کلمات

برای اینکه نوشتار خود را روشن، دقیق و مختصر بنویسید، باید به دقت کلماتی را که استفاده میکنید و نحوه‌ای که از آنها استفاده می‌کنید، در نظر بگیرید.

اصطلاحات فنی

در بیشتر نوشتارهای علمی، شما باید از برخی اصطلاحات علمی یا فنی برای روشن بودن و یکپارچگی استفاده کنید. با این حال، فقط زمانی که لازم است این کار را انجام دهید و سعی نکنید با استفاده از اصطلاحات تکنیکی غیر ضروری یا کلمات طولانی، خواننده را تحت تاثیر قرار دهید.

اختصارات

اختصارات می تواند یک راه بسیار مفید برای صرفه جویی در وقت و اجتناب از تکرار باشد، اما می تواند گیج کننده باشد و برای همه قابل درک نباشد. استفاده از اختصارات استاندارد در مقاله  را به حداقل کاهش دهید. آنها به ندرت ضروری هستند.

از زبان علمی استفاده کنید نه زبان شخصی خودتان

زبان علمی زبانی بی طرف است که واقعیت را بیان می کند؛ زبان ذهنی سوال و تفاسیر مختلفی را برمی‌انگیزد. زیرا که اندیشه یا اعتقاد شخصی فرد را بیان می کند. مثلا:

زبان علمی- ماشین با 38 کیلومتر در ساعت حرکت کرد

یک بیانیه روشن و واقعی است. با این حال:

زبان ذهنی- رنگ محتویات لوله آزمایش به آبی زیبایی تبدیل شد.

از زیبایی به عنوان یک مفهوم ذهنی استفاده شده است زیرا نمی توان آن را دقیق اندازه گیری کرد و به خواننده توضیح داد. همیشه از زبان دقیق و مشخص استفاده کنید نه زبان شخصی و مبهم.

انتخاب یک Voice

نویسندگان مقاله علمی تمایل دارند که از فعل مجهول به جای فعل معلوم استفاده کنند. اگر بگوییم X در اثر Y رخ داده است از زبان مجهول استفاده کرده ایم. اما اگر بگوییم Y باعث رخ دادن X شده است از زبان معلوم استفاده کرده ایم.

به طور کلی، فعل معلوم واضح تر، مستقیم تر و راحت تر خوانده می‌شود، اما فعل مجهول می تواند در شرایط خاص مناسب تر باشد. مهمترین مسئله این است که شما از نحوه نوشتن و Voice انتخابی تان آگاه باشید و بدانید که بر معنای کلمات شما تاثیر می گذارد.

مجهول: آزمایش توسط مأمور تحقیق طراحی شده است.

معلوم: مأمور تحقیق آزمایش را طراحی کرد.

شخصی یا غیرشخصی

نویسندگان مقاله علمی اغلب سعی دارند که از اصطلاحات و اظهارات شخصی اجتناب کنند تا نوشته آنها بی‌طرفانه و رسمی باشد. عبارت زیر در دو سبک نوشتاری آورده شده اند:

غیرشخصی: توضیح این پدیده در مقاله علمی آورده شده است ...

شخصی: ما / من معتقدم که توضیح این پدیده در مقاله علمی آورده شده است ...

انتخاب زمان افعال

در نگارش‌علمی اغلب از زمان گذشته استفاده می شود، به ویژه هنگامی که تمرکز اصلی نوشته بر توصیف آزمایشات یا مشاهدات انجام شده قبل از زمان نوشتن است. مثلا:

  • داده ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
  • راه حل مشخص شد.
  • دما ثبت شد.

با این حال، زمان گذشته ممکن است برای همه چیزهایی که شما می‌نویسید مناسب نباشد و گاهی اوقات لازم باشد از ترکیب چندین زمان فعل در یک نوشته استفاده کنید. به عنوان مثال، از زمان های مختلف برای روشن کردن آنچه در گذشته اتفاق افتاده، چه چیزی نتیجه می دهد (زمان کنونی) و چه موضوعی برای آینده رخ خواهد داد، استفاده شود. جملات زیر نشان می دهد که چگونه می توان از زمان های مختلف برای دستیابی به وضوح در نوشته استفاده کرد.

این آزمایش در یک محیط استریل انجام گرفت (زمان گذشته برای بیان آنچه اتفاق افتاده است). این امر برای جلوگیری از آلودگی بسیار مهم است (زمان حال برای یک بیانیه که یک "حقیقت عمومی" است). ضروری است تا اطمینان حاصل شود که شرایط مشابه در آزمایشات آینده (مدت زمان آینده برای توصیه برای آینده) تکرار شود.

طول جملات

جملات کوتاه برای خواننده جذابیت بیشتری دارد. برعکس، جملاتی که بیش از حد طولانی هستند ، خواندن آنها دشوار است و ممکن است گیج کننده باشند. تا جایی جملات را طولانی کنید که به روانی متن صدمه نزند. به عنوان یک قاعده کلی هر جمله نباید بیش از 20 تا 25 کلمه باشد.

با حذف کلمات غیر ضروری یا تقسیم جملات پیچیده به عبارات و جملات جداگانه می توانید طول جمله را کاهش دهید.

خلاصه

نگارش‌علمی خوب مستلزم همان مقدار مراقبت و فکر است که تحقیق و آزمایش نیاز دارند. دراینجا چندین مشخصه نگارش علمی آورده شده‌است و برخی از انتخاب‌های کلیدی را که نویسندگان علمی باید با دقت و وضوح با آن برخورد کنند، مشخص کرده است.

نمادهای کریسمس

آیا تا به حال فکر کرده اید چرا مردم درخت کریسمس تزیین می کنند؟ یا چگونه میوه های آب نبات مترادف با تعطیلات زمستانی شد؟ در حالی که بعضی از دکوراسیون های درخت کریسمس به نظر می رسد دل بخواه هستند، بسیاری از دکوراسیون های سنتی دارای معنای خاصی هستند.

معنی نمادهای کریسمس

ستاره: ستاره کریسمس ستاره بیت لحم را نشان می دهد که سه شاه را به عیسی مسیح هدایت کرد و به نوزاد هدایایی دادند. ستاره همچنین نشانه آسمانی پیشگویی است که مدت ها پیش به واقعیت پیوسته است و امید درخشان بشر است.

رنگ قرمز: اولین رنگ کریسمس، نماد قربانی شدن حضرت مسیح برای نجات دادن همه بشریت و نشان دهنده خون عیسی زمانی که او در صلیب درگذشت. رنگ قرمز، رنگ مقدسی است.

درخت صنوبر: رنگ این درخت رنگ دوم کریسمس است و نور و زندگی ابدی را نشان می دهد. رومی ها خانه هایشان را با شاخه های درخت همیشه سبز تزئین می‌کردند و درخت در طول زمستان نماد زندگی بود. همچنین یک افسانه وجود دارد که وقتی مسیح در زمستان متولد شد، همه درختان در سراسر جهان برف های خود را تکاندند تا رنگ سبز خود را نشان دهند.

زنگ: زنگ ها در طول کریسمس رسیدن فصل جدید و تولد مسیح را اعلام می کنند.

 شمع: نماد نور ستاره و منعکس کننده سپاسگزاری ما از ستاره بیت لحم است.

هدیه کریسمس: روبان گره خورده  نشان می‌دهد که چگونه همه ما همیشه باید با حسن نیت کنار هم باشیم.

حلقه گل: نماد دایره ای و بی پایان نماز عید و تولد دوباره است. میوه هالی که در این حلقه گل استفاده می شود نشان دهنده جاودانگی و قدرت است. امروز این میوه، نماد بخشندگی و خانواده گرم و صمیمی است.

ادم خزانه دار: ریشه ای در گذشته ندارد. این نماد بدین معناست که درخت بدون ادم خزانه دار می میرد. این گیاه نماد عشق انسان است که از خدا گرفته شده است.

هدیه دادن:  مردمانی که هدایای خود را به افتخار تولد عیسی آوردند، به مفهوم هدیه دادن در طول تعطیلات الهام بخشیدند. خدا نیز هفت هدیه روح القدس را به ما هدیه داده است: عقل، درک، مشاوره، دانش، تقدیس، قوت و ترس از خداوند.

عنکبوت

ممکن است زمانی که نماد عنکبوت را در درخت کریسمس می بینیم تعجب کنیم و تصور کنیم که مردم سلیقه های عجیب غریبی دارند. اما اگر افسانه آن را بدانید حتما به نماد عنکبوت علاقه مند می‌شوید.

در زمان های قدیم، در شب کریسمس، مادر خانه را برای شگفت انگیز ترین روز سال ، روز کریسمس، روزی که کودک کوچک مسیح برای آن خانه برکت می اورد، تمیز کرد. ذره ای گرد و غبار وجود نداشت. حتی عنکبوت ها که همیشه از گوشه ی سقف آویزان شده بودند به دورترین گوشه اتاق زیر شیروانی فرار کرده بودند.

درخت کریسمس زیبایی تزئین شده بود. عنکبوت فقیر کینه توزی وجود داشت که نمیتوانست درخت را ببیند. به همین خاطر عاقل ترین عنکبوت پیشنهاد کرد که شاید آنها بتوانند منتظر بمانند تا همه به رختخواب بروند و سپس نگاهی دقیق تر به درخت بیندازند.

هنگامی که خانه تاریک و ساکت بود، عنکبوت ها از محل مخفی خود خارج شدند. هنگامی که درخت کریسمس را دیدند، از زیبایی آن حیرت کردند. عنکبوت ها در سراسر درخت، بالا و پایین می رفتند، از شاخه ها آویزان می شدند و هر یک از چیزهای زیبا درخت را می دیدند.

عنکبوت ها درخت کریسمس را دوست داشتند. تمام شب در شاخه ها رقصیدند و آن را با تار عنکبوت پوشاندند. در صبح، هنگامی که عیسی مسیح به آن خانه آمد، ناراحت شد. او عنکبوت کوچک را دوست داشت زیرا او از موجودات خدا بود، اما او می دانست مادر که به سختی کار کرده بود تا همه چیز را کامل کند، با دیدن تارعنکبوت‌ها خوشحال نمی‌شود.

با عشق در قلب و لبخند بر لب، عیسی مسیح به آرامی بافت عنکبوت را لمس کرد. شبکه های عنکبوت شروع به درخشش کردند! آنها همه به نقره و طلا تبدیل شدند.

با توجه به افسانه ها، از زمانی که این اتفاق افتاد، مردم درختان کریسمس خود را با عنکبوت تزیین کردند.

 

خطایابی در ترادوس

SDL Trados Verification

خطایابی ترادوس

 

 در ترادوس، یکی از مراحل تضمین کیفیت نهایی ترجمه و بدون خطا بودن آن استفاده از قابلیت Verify است.

ترادوس استودیو شامل ابزارهای خطایابی است که خطاها و مغایرت‌ها را بررسی می‌کنند. شما می‌توانید اسناد خود را در هر زمانی، در طول ترجمه و پس از آن، خطایابی کنید. خطایابی در سه حالت زیر انجام می‌گیرد و بعد از آن اگر مشکلی وجود داشته باشد به شما نشان داده می‌شود تا آن را رفع کنید:

  • سگمنت ترجمه: خطایابی در سطح سگمنت و بعد از تأیید آن (ctrl+enter) صورت می‌گیرد (به صورت پیش‌فرض).
  • سند فعلی: خطایابی سند فعلی که برای انجام آن کافی است از تب Review گزینهٔ Verify را انتخاب کنید یا صرفاً کلید F8 را فشار دهید.
  • چند سند در پروژهٔ مورد نظر: به منظور خطایابی چند سند در پروژه‌تان، گزینهٔ Project > Batch Tasks را انتخاب کنید و در وظایف موجود روی Verification کلیک کنید.

SDL trados verification messages

خطایابی در ترادوس در چهار دستهٔ مختلف انجام می‌گیرد که عبارتند از:

  • QA Checker: بررسی کیفی ترجمه، شامل اعداد، نشانه‌گذاری‌ها، مغایرت‌ها و ...
  • Terminology Verifier: بررسی واژه‌های تخصصی
  • Tag Verification: بررسی تناسب تگ‌های موجود در منبع با تگ‌های واردشده در مقصد
  • XML Validation: اسناد XML را با گرفتن فایل‌های الگو خطایابی می‌کند

با رفتن در قسمت Project settings (برای اعمال در پروژهٔ فعال) یا File > Options (برای اعمال در تمامی پروژه‌های بعدی) می‌توانید وارد تب Verification شوید و با بررسی گزینه‌های مختلف موارد لازم برای خطایابی را فعال و باقی را غیر فعال کنید.